آرامش

حقیقت، اصیل ترین ،جاودانه ترین و زیباترین راز هستی و نیاز آدمی است.
  • خانه 
  • تماس  
  • ورود 

رمان

28 خرداد 1400 توسط آرامش
#فرار_از_جهنم #قسمت_پنجاه_و_هشتم : مادر ? برای اولین بار، بعد از 17سال، یاد مادرم افتادم ? … اون شب، تمام مدت چهره اش جلوی چشمم بود … پیداش کردم … 60 سالش شده بود اما چهره اش خیلی پیر نشونش می داد … کنار خیابون گدایی می کرد ?… بیشتر »
 2 نظر

رمان

28 خرداد 1400 توسط آرامش
#فرار_از_جهنم #قسمت پنجاه و هفتم: تو کی هستی؟ از خواب پریدم … گلوم به شدت می سوخت و درد می کرد ? … رفتم به صورتم آب بزنم که اینو دیدم … . گریه اش شدت گرفت ? … رد دستش دور گلوم سوخته بود … مثل پوستی که آهن گداخته بهش چسبونده… بیشتر »
 نظر دهید »

رمان

28 خرداد 1400 توسط آرامش
#فرار_از_جهنم #قسمت_پنجاه_و_ششم: من عمل توام از بین ظلمت، شخصی که تمام وجودش آتش بود ? ? به من نزدیک می شد … قدش بلند بود و شعله های آتش در درونش به هم می پیچید و زبانه می کشید? … نفسش پر از صدا و تنوره های آتش بود … از صدای نفس کشیدنش… بیشتر »
 نظر دهید »
خرداد 1400
شن یک دو سه چهار پنج جم
 << < جاری> >>
1 2 3 4 5 6 7
8 9 10 11 12 13 14
15 16 17 18 19 20 21
22 23 24 25 26 27 28
29 30 31        

رتبه

    جستجو

    کاربران آنلاین

    • آشنا
    • سميه حسينخاني
    • شهدای جنگ تحمیلی

    آمار

    • امروز: 208
    • دیروز:
    • 7 روز قبل: 58034
    • 1 ماه قبل: 270001
    • کل بازدیدها: 2776988

    آرامش

    http://www.ashoora.biz/mazhabi-projects/sore/sore_H_F/H10.png

    • zeynab
    • کوثربلاگ سرویس وبلاگ نویسی بانوان
    • تماس